لغت نامه دهخدا
خمار کشیدن. [ خ ُ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) به حالت خماری درآمدن. خمار بودن. متحمل خماری شدن.
خمار کشیدن. [ خ ُ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) به حالت خماری درآمدن. خمار بودن. متحمل خماری شدن.
بحالت خماری در آمدن خمار بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه لازم است ترا تلخی خمار کشیدن که خون بیگنهان باده حلال تو باشد