خلیف

مترادف‌ها

خلیفه، جانشین، حاکم

لغت نامه دهخدا

خلیف. [ خ َ ] ( ع ص، اِ ) راه میان دو کوه. || وادی میان دو کوه. || مدفع آب و راه در کوه به هر طور که باشد. || راه. || مرد تیزفهم و چرب زبان. ( منتهی الارب ). || جامه ای که میان شکافته هر دو طرف آن را به هم منظم گردانند. || روز دویم از زائیدن ماده شتر. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ). منه:رکبها یوم خلیفها. || شیر که فله از آن گرفته باشند. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). ج، خُلُف. خُلف. خِلف. || زنی که موها را در قفا فروفرستاده باشد. || سلطان بزرگ. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). || وصف پیراهنی است که کهنه آن را بیرون کرده دوخته باشند. ( منتهی الارب ). منه: قمیص خلیف.

جمله سازی با خلیف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بیطاس روستایی از توابع بخش خلیفان در شهرستان مهاباد است که در استان آذربایجان غربی ایران قرار دارد.

💡 زنده‌قول روستایی از توابع بخش خلیفان در شهرستان مهاباد است که در استان آذربایجان غربی ایران قرار دارد.

💡 دوسید روستایی از توابع بخش خلیفان در شهرستان مهاباد است که در استان آذربایجان غربی ایران قرار دارد.

💡 جانداران روستایی از توابع بخش خلیفان در شهرستان مهاباد است که در استان آذربایجان غربی ایران قرار دارد.

💡 سرهولان روستایی از توابع بخش خلیفان در شهرستان مهاباد است که در استان آذربایجان غربی ایران قرار دارد.

💡 در ساختارهای سیاسی قدیمی، خلیف یا همان جانشین، مسئولیت اصلی حفظ نظم و اجرای قوانین الهی را در میان تمامی پیروان مذهب بر عهده داشت.

💡 هر خلیف در دوران حکومت خود تلاش می‌کرد تا با تکیه بر عدالت و شجاعت، رضایت مردم و وفاداری لشکریان خود را به دست آورد.

💡 بررسی بیوگرافی هر خلیف نشان‌دهنده تفاوت‌های عمیق در سبک‌های حکمرانی و نگاه آن‌ها به مسائل اقتصادی و اجتماعی در دوران‌های مختلف تاریخی است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران