خلیده رخ

لغت نامه دهخدا

خلیده رخ. [ خ َ دَ / دِ رُ] ( ص مرکب ) صورت خراشیده سوک و نوحه را:
زن گازر از درد کودک نوان
خلیده رخان تیره گشته روان.فردوسی.

فرهنگ فارسی

صورت خراشیده سوک و نوحه را

جمله سازی با خلیده رخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زن گازر از درد کودک نوان خلیده رخان تیره گشته روان

ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
ماتیک یعنی چه؟
ماتیک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز