لغت نامه دهخدا
خلوت ساز. [ خ َل ْ وَ ] ( نف مرکب ) آنکه خلوت کند. آنکه بخلوت نشیند. آنکه نزد نامحرمان نرود:
دختر خوبروی خلوت ساز
دست خواهندگان چو دید دراز.نظامی.چون شب آمد نه شب که حجله ناز
پرده عاشقان خلوت ساز.نظامی.
خلوت ساز. [ خ َل ْ وَ ] ( نف مرکب ) آنکه خلوت کند. آنکه بخلوت نشیند. آنکه نزد نامحرمان نرود:
دختر خوبروی خلوت ساز
دست خواهندگان چو دید دراز.نظامی.چون شب آمد نه شب که حجله ناز
پرده عاشقان خلوت ساز.نظامی.
آنکه خلوت کند آنکه بخلوت نشیند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نزد آن صاحبرموز راز شد یک دمی با او به خلوت ساز شد
💡 دختر خوبروی خلوت ساز دست خواهندگان چو دید دراز