خلل ناپذیر
مترادفها
بینقص، بیعیب، بدون نقص
متضادها
آسیبپذیر، ناقص، متزلزل، لرزان
لغت نامه دهخدا
خلل ناپذیر. [ خ َ ل َ پ َ ] ( نف مرکب ) غیرقابل خلل. آنچه قبول خلل نکند. پایدار. ثابت: چون اتحاد خلل ناپذیر ملل آسیایی ضامن استقلال آنهاست. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنچه قابل اختلال و تباهی و آشفتگی باشد.
غیر قابل خلل آنچه قبول خلل نکند
جمله سازی با خلل ناپذیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیداری ملی ارمنی این تجدید حیات فکری و معنوی تنها به این دلیل امکانپذیر بودهاست که ملت ارمنی در طول چندین سده سلطه بیگانه؛ وفادارانه به دور کلیسای خود متشکل مانده و دلبستگی و علاقه خلل ناپذیری به کیش و آیین خویش نشان داده است. همچنین این بیداری شعور و ادراک ارمنیان مدیون فعالیت مخیتاریستها، روشنفکران و نویسندگان ارمنی و دانشمندان مغرب زمین است.