لغت نامه دهخدا
خلاف قانون. [ خ ِ/ خ َ ف ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آنچه مخالف قانونست. منهی عنه؛ آنچه قانون نهی کرده. آنچه با قانون موافقت ندارد. کنایه از «ناروا»، «حرام » و خلاف شرع.
خلاف قانون. [ خ ِ/ خ َ ف ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آنچه مخالف قانونست. منهی عنه؛ آنچه قانون نهی کرده. آنچه با قانون موافقت ندارد. کنایه از «ناروا»، «حرام » و خلاف شرع.
آنچه مخالف قانونست منهی منه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیاستمداران فرانسه همیشه، نگرانیهای خود را از نفوذ گستردهٔ زبان انگلیسی و ضعف زبان فرانسوی ابراز میکنند. مارین لوپن نظراتی مبنی بر مقابله با زبان انگلیسی دارد که با نگرانی دربارهٔ زبان فرانسوی صحبت میکند. آکادمی فرانسه اظهار دارد؛ استفادهٔ مکرر از واژههای انگلیسی در یک سند ملی، خلاف قانون اساسی فرانسه است.
💡 این اقدامات خلاف قانون تا جایی ادامه یافت که هم اکنون دفن گاه زباله سراوان به ارتفاعی بالاتر از برج آزادی رسیده است! و در رسانه ها به کوه زباله سراوان شهر دارد.
💡 در نتیجه در آوریل ۲۰۱۴، دادگاه قانون اساسی حکم داد که این انتخابات خلاف قانون اساسی است؛ چرا که رایگیری در دادگاه صورت نگرفتهاست.
💡 دادگاه قانون اساسی شیلی در ۲۸ ژوئیه ۲۰۱۱ استدلالهایی را در رابطه با قانون اساسی ماده ۱۰۲ قانون مدنی، که ازدواج همجنس را ممنوع میکرد، مورد بررسی قرار داد، اما در ۳ نوامبر با رای ۹ در مقابل۱ حکم داد که این ممنوعیت خلاف قانون اساسی نیست.