خلاد
لغت نامه دهخدا
خلاد. [ خ َل ْ لا ] ( اِخ ) ابن خالد صیرفی از کبار قراء بود و گویند که او امام در قرائت و ثقة و عارف و محقق بود و در کوفه بسال 220 هَ. ق. درگذشت. ( از اعلام زرکلی چ 1 ج 1 ص 293 ).
فرهنگ فارسی
بن خالد صیرفی از کبار قرائ بود و گویند که او امام در قرائ ه و ثقه و عارف و محقق بود و در کوفه بسال ۲۲٠ هجری قمری درگذشت.
جمله سازی با خلاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و در كافى به سند خود از جعفربن خلاد روايت كرده كه گفت: امام ابو الحسن رضا (عليهالسلام ) را رسم چنين بود كه وقتى غذا مى خورد ظرفى در كنار سفره اش مى گذاشت، ونخست از بهترين طعامى كه برايش آورده بودند بر مى داشت و در آن ظرف مى گذاشت،آنگاه دستور مى داد آن را به مسكينان بدهند، بعد اين آيه را مى خواند: (فلا اقتحم العقبه).
💡 مولف: ظاهرا مراد از نزديكى با زنان در عقب ايشان اين است كه از عقب در جلو ايشان وطىشود، و استدلال به آيه هم بر اين اساس بوده همچنانكه، خبر معمر بن خلاد گذشته برآن شهادت مى دهد.
💡 معمربن خلاد گويد: پس از ولادت ابى جعفر (امام جواد عليه السلام ) خدمت امام رضا عليهالسلام موضوعى را بيان كرديم فرمود: شما چه احتياجى به اين مطلب داريد اينابوجعفر عليه السلام است كه او را در جاى خود نشانيده و قائم مقام خود كرده ام (22) وفرمود ما اهل بيت صغيرانمان از كبيرانمان موبه مو ارث مى برند(23).
💡 خبر شهادت عمرو بن جموح به همسرش رسيد. او براى آوردن پيكرهاى سه شهيد خانوداهخود (شوهر: عمرو بن جموح، برادر: عبدالله بن عمرو، فرزند: خلاد بن عمرو) با شتر ازمدينه به سوى ميدان احد حركت كرد.
💡 54 - معمر بن خلاد گويد: از امام رضا عليه السلام شنيدم كه مى فرمود: عبادت نمازو روزه زياد نيست بلكه عبادت تفكر نمودن در كار خداىعزوجل است.