خلاخل

لغت نامه دهخدا

خلاخل. [ خ َ خ ِ ] ( ع اِ ) ج ِ خلخال.( ناظم الاطباء ): و خلاخل زرین چون بر پای بازبندند بر شکار دلیرتر و خرم تر رود. ( نوروزنامه ).

جمله سازی با خلاخل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همی تو گوئی در پای و دست لعبتکان ز زر و گوهر و لؤلؤ خلاخل است و عقود

💡 در نغمه به ساقشان خلاخل چون در کف مطربان جلاجل

💡 چنان عقود و خلاخل بدست و پای بتان بدست و گردن خصمت سلاسلست و قیود

قیز یعنی چه؟
قیز یعنی چه؟
مکتوب یعنی چه؟
مکتوب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز