خطمه

لغت نامه دهخدا

خطمه. [ خ َ م َ ] ( اِخ ) نام موضعی است. ( ناظم الاطباء ).
خطمه. [ خ ُ م َ ] ( ع اِ ) بلندی کوه. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
خطمه. [ خ َ م َ ] ( اِخ ) قبیله ای است ازانصار و هم بنوعبداﷲبن مالک بن اوس. ( منتهی الارب ).
خطمه. [ خ َ م َ ] ( اِخ )پسر سعدبن ثعلبه است از قبیله طی. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

پسر سعد بن ثعلیه است از قبیله طی

جمله سازی با خطمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خطمه ملاحه (در عربی: خَطمَة المِلاحَة). روستایی از توابع شهرستان دِبّاء البیعه در شبه‌جزیره و استان مسندم در کشور پادشاهی عمان است.

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
رایزنی یعنی چه؟
رایزنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز