لغت نامه دهخدا
خط شعاعی. [ خ َطْ طِ ش ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) هرگاه از نقطه ( خواه در فضا و خواه در صفحه ) خطوطی به اطراف رسم کنیم شکل حاصل دسته خطوط شعاعی و هریک خطوط را خط شعاعی گویند ( اصطلاح است در هندسه ).
خط شعاعی. [ خ َطْ طِ ش ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) هرگاه از نقطه ( خواه در فضا و خواه در صفحه ) خطوطی به اطراف رسم کنیم شکل حاصل دسته خطوط شعاعی و هریک خطوط را خط شعاعی گویند ( اصطلاح است در هندسه ).
هر گاه از یک نقطه خطوطی باطراف رسم کنیم شکل حاصل دسته خطوط شعاعی و هر یک از خطوط را خط شعاعی گویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گویند حکیمان که رود خط شعاعی از چشم سوی آنچه به چشمست برابر
💡 عیسی از خط شعاعی رشته تابی گو مکن جنگ دارد با رفو چاک گریبانم چو صبح
💡 خون خصم تو چو بر خاک نریزد مریخ آفتابش زند از خط شعاعی خنجر
💡 در دبستان تماشای جمالت هر سحر دارد از خط شعاعی مشق حیرت آفتاب
💡 چون آفتاب، خط شعاعی است جوهرش تا پرتو جمال تو مهمان آینه است