خشک پوست

لغت نامه دهخدا

خشک پوست. [ خ ُ ] ( ص مرکب ) آن کس که پوستی خشک دارد. ( یادداشت مؤلف ). || لاغر. نحیف. آنکه سخت لاغر است. || هر میوه ای که پوستش خشک گردیده و از تازگی افتاده.

فرهنگ فارسی

آنکس که پوستی خشک دارد یا لاغر نحیف.

جمله سازی با خشک پوست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به خواری مبین اندرین خشک پوست که روشن‌ترین نقد این کشور اوست

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز