لغت نامه دهخدا
خشک جهان. [ خ ُ ج َ ] ( اِ مرکب ) روزگار و زمانه ای که مردم کریم و صاحب همت در آن نباشد. ( شرفنامه منیری ) ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ).
خشک جهان. [ خ ُ ج َ ] ( اِ مرکب ) روزگار و زمانه ای که مردم کریم و صاحب همت در آن نباشد. ( شرفنامه منیری ) ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ).
روزگار و زمانه ای که مردم کریم و صاحب همت در آن نباشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همت او برتر و خشک جهان ابقا نکرد گشت کان در عهد او دریا و دریا گشت کان
💡 شاید حتی بتوان بخش قابل توجهی از خشکی سالیان اخیر خاورمیانه را به النینیو نسبت داد. نشانههای آشکاری میگویند که افزایش ۲۲ درصدی مناطق فوق خشک جهان (بر اساس شاخص پالمر) که در قرن بیستم رخ داده، عمدتاً تحت تأثیر فعالیت ال نینیو در دهه هشتاد بودهاست.
💡 پیش چشم هر که از غفلت نیاورده است آب جلوه خشک جهان موج سرابی بیش نیست
💡 به هر کس از تر و خشک جهان رسد فیضی نصیب ما لب خشک است و دیده ی تر ما
💡 ناگهان آتش چکان سیفی برآمد کز هوا برتر و خشک جهان شد بیدریغ آتش فشان
💡 ندارم آرزویی از تر و خشک جهان در دل که دارم چشم و کامی خشک این از غم ز اشک آن تر