لغت نامه دهخدا
خشه. [ خ ُ ش َ ] ( اِخ ) بنت مرزوق. وی از روات حدیث بوده است. ( منتهی الارب ).
خشه. [ خ ُ ش َ ] ( اِخ ) بنت مرزوق. وی از روات حدیث بوده است. ( منتهی الارب ).
بنت مرزوق وی از روات حدیث بوده است
💡 من عاشق اومّه که دچی به شه دیم اونخال که خشه دیم دارمه، وسّه ته دیم
💡 صُبح اُونْ خشه، چشْ ره نظرْبو به رُوتهْ شامْ اُونْ خشه، پا گذرْ دارهْ به کوته
💡 خشه سلمان سردال(کرخه)، روستایی در عبدالخان از توابع بخش مرکزی شهرستان کرخه در استان خوزستان ایران است.
💡 تپه چیا خشه مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران باستان تا دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان دلفان، بخش مرکزی، روستای هاشمآباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۱۰۰۰۹ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 روزْ اُونْ خشه، که دیمها کنم به سُوته شُو خُونیه، جُزْ فکْر وُ خیالِ مُونه