خشت سر

لغت نامه دهخدا

خشت سر. [ خ ِ س ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان هلمرستاق بخش مرکزی شهرستان آمل، واقع در 24 هزارگزی شمال باختر آمل و یک هزارگزی جنوب شوسه کناره و پنج هزارگزی باختر محمود آباد. این ده در دشت قرار دارد باآب و هوای معتدل و مرطوب. آب آن از آبش رود و فاضلاب شرفنی و برچنده و محصول آن برنج و کنف و مختصر غلات وشغل اهالی زراعت و معدن نفت در اراضی این آبادی وجود دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ). رجوع به مازندران و استرآباد رابینو ترجمه فارسی ص 151 شود.

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان هلمرستاق بخش مرکزی شهرستان آمل واقع در ۲۴ هزار گزی شمال باختر آمل و یک هزار گزی جنوب شوسه کناره و پنج هزار گزی باختر محمود آباد.

جمله سازی با خشت سر

💡 می روم زین پس سوی میخانه همچون سیدا بالش آسایش از خشت سر خم می کنم

💡 خوش آن حریف که در کوی می فروش سلیم نهد ز خشت سر خم، بنای بیهوشی

💡 آن مست ببین بی خبر از خویش فتاده خشت سر خم زیر سر خویش نهاده

💡 قبای رندی و مستی کجا بر قد ما زیبد اگر خشت سر خم را کم از دیهیم کی گیریم

💡 بر سرم گر ز فلک سنگ ببارد غم نیست زان که از خشت سر کوی تو بالین دارم

💡 گر بنای توبه ویران شد بحمدالله که هست محکم از خشت سر خم قصر عشرت را اساس

باب الحکم یعنی چه؟
باب الحکم یعنی چه؟
خائوس یعنی چه؟
خائوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز