خستنی

لغت نامه دهخدا

خستنی. [ خ َ ت َ ] ( ص لیاقت ) قابل خستن. قابل مجروح کردن و مجروح شدن.

جمله سازی با خستنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه زخمهاکه نچیده‌ست دل به فرقت یاران ز ناخن المی سینه خستنی ‌که ندارد