لغت نامه دهخدا
خسا. [ خ َ ] ( ع ص ) طاق. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ). مقابل جفت.منه، «خسا» او «زکا» یعنی طاق یا جفت. ج، اَخاسی.
خسا. [ خ َ ] ( ع ص ) طاق. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ). مقابل جفت.منه، «خسا» او «زکا» یعنی طاق یا جفت. ج، اَخاسی.
دور شدن و رفتن سگ یا خیره شدن چشم
خسا ( به اسپانیایی: Josa ) یک شهرستان در اسپانیا است که در تروئل واقع شده است.
خسا ۲۸ کیلومترمربع مساحت و ۳۰ نفر جمعیت دارد.
💡 ایا به قدر و شرف در جهان عدیم شبیه و یا به جود و خسا در زمین عزیز نظیر