خزاف

مترادف‌ها

سفالگر، سفال‌ساز

لغت نامه دهخدا

خزاف. [ خ َزْ زا ] ( ع ص ) سفالگر، سفال فروش. سفالینه فروش. ( یادداشت بخط مؤلف ). سبو و سفال سازنده. ( آنندراج ). نسبت است با کوزه گری و کوزه فروشی. ( از انساب سمعانی ).

فرهنگ فارسی

سفاگر سفال فروش

جمله سازی با خزاف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 روحِ ناری از کجا دارد ز نورِ می خبر ؟ آتش غیرت کجا باشد دلِ خزاف را ؟

💡 آن خزاف قدیمی با دقت و ظرافت بسیار زیادی خاک رس را روی چرخ کار می‌چرخاند تا زیباترین ظروف سفالی را برای مشتریان خود بسازد.

💡 در دهکده‌های سنتی ایران، هنوز هم می‌توان خزاف‌های ماهری را دید که با استفاده از تکنیک‌های قدیمی، سفال‌های منحصربه‌فردی برای تزیین خانه‌ها تولید می‌کنند.

💡 هنر خزافی یکی از قدیمی‌ترین حرفه‌ها در تاریخ بشر است که نیازمند صبر، حوصله و تسلط کامل بر مواد اولیه و فرآیند پخت سفال می‌باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران