خروت

لغت نامه دهخدا

خروت. [ خ ُ ] ( ع اِ ) ج ِ خَرت و خُرت. ( منتهی الارب ).
خروة. [ خ ُرْ وَ ] ( ع اِ ) سوراخ. ( ازمنتهی الارب ). منه: خروةالفأس؛ سوراخ تبر. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). ج، خُروات.

فرهنگ فارسی

جمع خرت

دانشنامه عمومی

خروت ( به لاتین: Chrewt ) یک روستا در لهستان است که در گمینا چارنا ( شهرستان بیشچاد ) واقع شده است. خروت ۱۰ نفر جمعیت دارد.
نژاد خروت های لهستان و هلند به خروت های ایران برمیگردد. در سالیان دور دو برادر به نامهای اُبو خان و میرداد به منظور تجارت با شتر عازم هلند و از آنجا به لهستان می روند، از نسل آنها اطلاعات چندانی در دسترس نیست.

جمله سازی با خروت

💡 حاجی ملنگ خروت، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان هیرمند در استان سیستان و بلوچستان ایران.

💡 در زمان حکومت محلی هوتکی‌ها در قندهار، قبیلهٔ خروتی پل سرخ میدان، با همکاری قبایل دیگر برای تصرف سنگلاخ لشکر کشی کردند. جنگ سختی در ابتدای درهٔ سنگلاخ آغاز شد و لشکر مهاجم که از نظر تعداد و تجهیزات بیشتر از نیروهای بومی سنگلاخ بود، تا منطقه‌ای که هم‌اکنون «خروتی» نامیده می‌شود پیشروی نموده و آنجا را تصرف کردند.

💡 بمب‌گذاری در بازار هزارگنجی کویته یک حمله تروریستی به مردم هزاره و شیعه بود که در صبح روز جمعه ۲۳ حمل/فروردین ۱۳۹۸ در بازار هزارگنجی کویته در شهر خروت آباد بلوچستان وقوع پیوست. در اثر این انفجار دستکم ۲۰ تن کشته و ۴۸ تن دیگر زخمی شدند.