خرقه دار
مترادفها
خرقهپوش، عبا دار
لغت نامه دهخدا
خرقه دار. [ خ ِ ق َ / ق ِ ] ( نف مرکب ) خرقه پوش:
خرقه داران تو مقبول چو لا
بدسگالان تو مخذول چو لات.خاقانی.
فرهنگ فارسی
خرقه پوش
جمله سازی با خرقه دار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بت بزی خرقه داری اهلی از تقوی ملاف تا نسوزد برق غیرت خرقه پشمینه ات
💡 به هویی می توان افلاک را زیر و زبر کردن جوانمردی زسلک خرقه داران بر نمی خیزد
💡 در سنتهای قدیمی صوفیه، فردی که پس از سالها ریاضت و عبادت به مقام معنوی رسیده بود، به عنوان یک پیر و خرقه دار شناخته میشد.
💡 حضور یک شخصیت خرقه دار در محافل مذهبی و عرفانی، معمولاً با احترام بسیار زیاد و توجه ویژه پیروان و شاگردان آن مکتب همراه است.
💡 روایتها حاکی از آن است که آن بزرگوار، برخلاف بسیاری از اطرافیان خود، فردی خرقه دار و بسیار زاهد بود که از دنیا دوری میجست.