خرستان
لغت نامه دهخدا
خرستان. [ خ ُ رِ ] ( اِ ) گنجه. قفسه ای که در آن ظروف و امثال آن می نهند. بوفه ( در نزد فرنگان ). خرستانه. ( از دزی ج 1ص 362 ): فخافت منه المراءة ان یراه عندها... فادخلته الی خرستان عندها و خبته... ثم انها فتحت الخرستان علی الغلام و قالت اخرج. ( سندبادنامه عربی ص 358 ).
خرستان. [ خ ُ رِ ] ( اِ ) خرماستان. نخلستان. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ شعوری ج 1 ص 399 ).
جمله سازی با خرستان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خرستان یک کتاب شامل ۳۱ داستان طنز به قلم لوریس چکناواریان آهنگساز ارمنیتبار اهل ایران است که توسط انتشارات صدای معاصر منتشر شدهاست، طراحیهای این کتاب توسط یارتا یاران انجام شده آیین معرفی و جشن امضای نخستین کتاب طنز لوریس چکناواریان با عنوان «خرستان» عصر شنبه با حضور لوریس چکناواریان، اکبر عالمی، محمود دولتآبادی، خسرو سینایی و یارتا یاران در فروشگاه مرکزی شهر کتاب برگزار شد.