خرخشت
مترادفها
آجر
لغت نامه دهخدا
خرخشت. [ خ َ خ ُ ] ( اِ ) جایی باشد که انگور را در آن ریزند و لگد کنند تا شیره آن برآید. ( از برهان قاطع ) ( آنندراج ).مرحوم دهخدا آن را مصحف چرخشت می دانند:
چنان بنیاد ظلم از کشور خویش
بفرمان الهی کرد ببخشت
که بهر عصر کس بر فرق انگور
نیارد زد لگد در هیچ خرخشت.شمس فخری.
جمله سازی با خرخشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن شیر که او به صید جز شیر نکشت گشت از پس آن خوابگهش چون خرخشت
💡 کارگران ساختمانی با دقت بسیار زیادی هر خرخشت را در جای خود قرار میدادند تا دیوارهای بنای تاریخی بسیار مستحکم و ماندگار باشد.
💡 در بازسازی این قلعه قدیمی، از همان خرخشتهای سنتی استفاده شد که با ملات آهک و خاک رس به هم متصل شدهاند.
💡 معماری اصیل ایرانی در گذشته بر پایه چیدمان منظم خرخشت و استفاده از اشکال هندسی پیچیده در دیوارها استوار بوده است.