خردگیر
مترادفها
بازدارنده، مانع، مهارکننده
لغت نامه دهخدا
خردگیر. [ خ ُ ]( نف مرکب، اِ مرکب ) نوعی از مرغان شکاری که شکار ازمرغان خرد گیرند. مقابل کلان گیر. ( یادداشت مؤلف ).
جمله سازی با خردگیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ترک خردگیر که تدبیر عقل عین جنونست بتقریر عشق
💡 خردگیر کآرایش جان تست نگهدار گفتار و پیمان تست