خرد گام

لغت نامه دهخدا

خردگام. [ خ ُ ] ( ص مرکب ) مقابل فراخ گام، چون: اشتر خردگام. ( یادداشت بخط مؤلف ): حاتِکَة؛ اشتر خردگام. ( ربنجنی ) ( السامی فی الاسامی ). قطوف؛ اسب خردگام. ( السامی فی الاسامی ).

فرهنگ فارسی

مقابل فراخ گام چون: استر خرد گام

جمله سازی با خرد گام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا به معنی بگذری از منزل جان و خرد گام در راه حقیقت نه در راه مجاز

مریم یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز