خرد و درشت
مترادفها
ریز و درشت، متنوع
متضادها
یکدست
لغت نامه دهخدا
خرد و درشت. [ خ ُ دُ دُ رُ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) غَث و سمین. کوچک و بزرگ.
فرهنگ فارسی
غث و سمین کوچک و بزرگ
جمله سازی با خرد و درشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در رهت اندوه و رنج راحت خرد و درشت بهر زمین بوس تست گر شده ام گوژپشت
💡 ولی ماده شیران ز خرد و درشت پی پاس او پشت داده به پشت