خرد اندیش
مترادفها
خردمند، عاقل، اندیشمند، دانا، فرزانه
متضادها
نادان، احمق
لغت نامه دهخدا
خرداندیش. [ خ ُ اَ ] ( نف مرکب ) مته بخشخاش گذار. مو از ماست کشاننده. خردانگار. کوته نظر:
در تصرف مباش خرداندیش
تا زیانی بزرگ ناید پیش.نظامی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) خرده بین کوتاه نظر خردک نگرش.
جمله سازی با خرد اندیش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یافت چو شه حالت درویش را خواند وزیر خرد اندیش را
💡 سر بر در میخانه و لب بر لب مینا پا بر سر عقل خرد اندیش نهاده
💡 آن حاکم خرد اندیش با مشورت با بزرگان و دانشمندان، توانست بحران اقتصادی کشور را با تدبیری هوشمندانه و برنامهریزی دقیق حل کند.
💡 در ادبیات کلاسیک فارسی، شخصیتهای خرد اندیش معمولاً نقش راهنما را برای قهرمان داستان در مسیرهای پر از دشواری و چالش ایفا میکنند.
💡 ما در دنیای امروز به رهبرانی خرد اندیش نیاز داریم که بتوانند با نگاهی آیندهنگرانه، چالشهای پیچیده اجتماعی را مدیریت کنند.