خرد اندیش
مترادفها
خردمند، عاقل، اندیشمند، دانا، فرزانه
متضادها
نادان، احمق
لغت نامه دهخدا
خرداندیش. [ خ ُ اَ ] ( نف مرکب ) مته بخشخاش گذار. مو از ماست کشاننده. خردانگار. کوته نظر:
در تصرف مباش خرداندیش
تا زیانی بزرگ ناید پیش.نظامی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) خرده بین کوتاه نظر خردک نگرش.
جمله سازی با خرد اندیش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یافت چو شه حالت درویش را خواند وزیر خرد اندیش را
💡 سر بر در میخانه و لب بر لب مینا پا بر سر عقل خرد اندیش نهاده