خربره
لغت نامه دهخدا
خربره. [ خ َ ب َ رِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ماروسک بخش سرولایت شهرستان نیشابور. واقع در 17هزارگزی جنوب خاوری چگنه بالا. این دهستان کوهستانی با آب و هوای معتدل و 170 تن سکنه است. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
جمله سازی با خربره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خون ریختن خربره در گردن تو لیکن دیت خربره در گردن تو
💡 ای از گل مکرمت سرشت تن تو شد خربره اهل تیغ چون دشمن تو