لغت نامه دهخدا
خربات. [ خ َ رَ ] ( ع اِ ) ج ِ خَرَبة و خَربة. ( از منتهی الارب ). رجوع به خَرَبة و خَربة در این لغت نامه شود.
خربات. [ خ َ رِ ] ( ع اِ ) ج ِ خَرِبة. رجوع به خَرِبة در این لغت نامه شود.
خربات. [ خ َ رَ ] ( ع اِ ) ج ِ خَرَبة و خَربة. ( از منتهی الارب ). رجوع به خَرَبة و خَربة در این لغت نامه شود.
خربات. [ خ َ رِ ] ( ع اِ ) ج ِ خَرِبة. رجوع به خَرِبة در این لغت نامه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صوفیان بی می و مطرب همه مستند و خراب از خربات که این نشئه برندان آورد
💡 اولین شهردار شهر درهشهر در دوره معاصر و از سال ۱۳۳۳ الی ۱۳۳۵ شمسی آقای خرباتی (اهل استان کردستان) نام داشت./دیوان عجم میر