لغت نامه دهخدا
خذین. [ خ ُ ذَ ] ( اِ ) در سمرقند این کلمه اطلاق به «زن بزرگ » و «شاهزاده خانم » میشود. ( از دزی ج 1 ص 356 ). || در برخی از نواحی خراسان در تداول عامه، ارباب را خذین گویند.
خذین. [ خ ُ ذَ ] ( اِ ) در سمرقند این کلمه اطلاق به «زن بزرگ » و «شاهزاده خانم » میشود. ( از دزی ج 1 ص 356 ). || در برخی از نواحی خراسان در تداول عامه، ارباب را خذین گویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عایشه گفت: یا عفوة! افتحی لخادم رسول اللَّه. چون در بگشاد، و یکدیگر را تعزیت دادند، معاذ گفت یا عایشه! کیف وجدت رسول اللَّه عند شدّة وجعه؟ عایشه گفت: رو از فاطمه بپرس که من طاقت گفتن ندارم! معاذ بدر حجره فاطمه رفت، و گفت: أنا معاذ خادم رسول اللَّه (ص)، چون فاطمه خواست که در بگشاید حسن (ع) گفت: «یا امّاه خذینی معک حتّی اعزّی معاذا بوفاة جدّی».