لغت نامه دهخدا
خدیر. [ خ َ ] ( اِ ) حسن و خوبی. || خوشدلی. خوش خلقی. ( از برهان قاطع ) ( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ).
خدیر. [ خ َ ] ( اِ ) حسن و خوبی. || خوشدلی. خوش خلقی. ( از برهان قاطع ) ( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ).
حسن و خوبی یا خوشدلی
اسم: خدیر (پسر) (عربی) (تلفظ: khadir) (فارسی: خَدیر) (انگلیسی: khadir)
معنی: حسن و خوبی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاخه قومی خدیر، شاخه قومی اللهداد، شاخه قومی شیرک، شاخه قومی دولت خانی، شاخه قومی علی خانی، شاخه قومی قوتندر، شاخه قومی سرخ، شاخه قومی رحمن قلی، شاخه قومی ابدال، شاخه قومی لطفالله، شاخه قومی فقیر الله، شاخه قومی پاینده، شاخه قومی زی عطا، شاخه قومی شخه،
💡 بیماری لایم و هیاهوی درمان بلندمدت با آنتیبیوتیک توسط دکتر امیر خدیر
💡 ای دور پای بر سر اندوه زن که زد عیش ابد صلا به خدیر جهان سنان
💡 سعید خدیری (زادهٔ ۱۳۱۶) موسیقیدان، نوازندهٔ پیانو، آهنگساز و پداگوژیست موسیقی اهل ایران است. او بنیانگذار رشتهٔ آموزش موسیقی دانشکدهٔ علوم تربیتی دانشگاه تهران، بنیانگذار مدرسهٔ هنر و ادبیات صدا و سیما و نخستین موسیقیدانی است که مِتد آموزش موسیقی اُرف را برای آموزش موسیقی به کودکان در ایران مطرح کرد. از او با عنوان «پدر آموزش موسیقی به کودکان و نوجوانان در ایران به روش آکادمیک» یاد کردهاند.
💡 مهرداد خدیر در عصر ایران نوشت: «مقتول بچه است اما قاتل هم بچه است. او [قاتل] هم با همه سبوعیت [کذا] و جنایتی که مرتکب شده باز بچه است. در نگاه عدهای البته مشکل اصلی این است که خانمها در داخل اتومبیل و در بزرگراه چه لباسی بر تن دارند. فاجعه اصلی اما جای دیگری در جریان است…»