لغت نامه دهخدا
خداناپسند. [ خ ُ پ َ س َ ] ( ن مف مرکب ) مورد ناخشنودی خدا. آنچه خدا را پسند نیفتد. || کنایه از غیرموافق با حقیقت. امر غیرصواب. ناصحیح، نادرست. نااستوار.
خداناپسند. [ خ ُ پ َ س َ ] ( ن مف مرکب ) مورد ناخشنودی خدا. آنچه خدا را پسند نیفتد. || کنایه از غیرموافق با حقیقت. امر غیرصواب. ناصحیح، نادرست. نااستوار.
مورد ناخشنودی خدا آنچه خدا را پسند نیفتد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بود گنج دادن به ناارجمند به نزدیک خَلق و خدا ناپسند
💡 و واقـع شـد كـه داود صـبـحـدم مـكـتوبى به يوآب نوشته به دست اورياه فرستاد، و درمـكـتـوب بـديـن مضمون نوشت كه اورياه را در مقابل روى جنگ شديدى بگذاريد، و از عقبشپس برويد، تا كه زده شده بميرد (كشته شود). و چنين شد بعد از آنى كه يوآب شهر راملاحظه كرده بود اورياه را در مكانى كه مى دانست مردمان دلير در آن بوده باشند در آنجاگـذاشـت و مـردمـان شـهـر بـيـرون آمـده بـا يـوآب جنگيدند، و بعضى از قوم بندگان داودافـتـادنـد و اوريـاه حـتـى نـيـز مـرد... زن اورياه شنيد كه شوهرش اورياه مرده است، و بهخـصـوص شوهرش عزادارى نمود و بعد از انقضاى تعزيه داود فرستاد او را بخانه اشآورد كه او زنش شد!... اما كارى كه داود كرده بود در نظر خدا ناپسند آمد!