لغت نامه دهخدا
خدادانی. [ خ ُ ] ( حامص مرکب ) خداشناسی. ( آنندراج ). باایمانی. درستکاری.
خدادانی. [ خ ُ ] ( حامص مرکب ) خداشناسی. ( آنندراج ). باایمانی. درستکاری.
خدا شناسی با ایمانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون ز خود فانی شوی باقی شوی آن زمان عین خدا دانی شوی
💡 ای خدا دانی که کافر نیستم بلکه در توحید خود فانیستم
💡 تو بدین مرتبت ز نادانی غافل از خویش وز خدا دانی
💡 از سوی دنیا سوی جنت فتاد تاج بر فرق خدا دانی نهاد
💡 خدا شد در خدا دانی یقین دید در اینجا اوّلین و آخرین دید
💡 ز بسکهکرد قصور نگاه مژگانی به خود شناسی ما ختم شد خدا دانی