خجل کردن

لغت نامه دهخدا

خجل کردن. [ خ َ ج ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شرمسار کردن. سرافکنده کردن. شرمگین کردن. شرم زده کردن. خجلت زده کردن: پیش یکی از مشایخ گله کردم که فلان در حق من بفساد گواهی داد گفت بصلاحش خجل کند. ( گلستان سعدی ).

فرهنگ فارسی

شرمسار کردن سرافکنده کردن

جمله سازی با خجل کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دشمن خود را خجل کردن نه از مردانگی است ورنه نتواند فلک خم ساختن بازوی من

نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز