لغت نامه دهخدا
خجسته همای. [ خ ُ ج َت َ / ت ِ هَُ ] ( اِ مرکب ) همای خجسته. همای مبارک. همای با میمنت. کنایه از خوش یمن. خوش قدم:
ز ایران بیامد خجسته همای
خود و نامداران پاکیزه رای.فردوسی.
خجسته همای. [ خ ُ ج َت َ / ت ِ هَُ ] ( اِ مرکب ) همای خجسته. همای مبارک. همای با میمنت. کنایه از خوش یمن. خوش قدم:
ز ایران بیامد خجسته همای
خود و نامداران پاکیزه رای.فردوسی.
همای خجسته همای مبارک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر تو نیستی از هر شهی همایون تر نشان رایت تو نیستی خجسته همای
💡 تو آن خجسته همای بلند پروازی که در هوای تو پر می زند کبوتر دل