خجسته سفر
مترادفها
سفر مبارک، سفر نیکو
متضادها
سفر نحس، سفر بدیمن
لغت نامه دهخدا
خجسته سفر. [ خ ُ ج َ ت َ / ت ِ س َ ف َ ] ( ص مرکب ) آنکه سفر او خجسته است. آنکه سفرش خیر است. آنکه سفرش میمون است. مبارک سفر. متبرک سفر. باسعادت سفر:
زان خجسته سفر این جشن چو باز آمد
سخت خوب آمد و بایسته بساز آمد.منوچهری.
فرهنگ فارسی
آنکه سفر او خجسته است آنکه سفرش خیر است.
جمله سازی با خجسته سفر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تو را، بمنزل ملک است روی باش هنوز کزین خجسته سفر در نخست فرسنگی
💡 در این خجسته سفر بخت هم عنان تو باد رونده خنک جهان هم به زیر ران تو باد
💡 هنگام وداع با دوستان و آشنایان، معمولاً با آرزوی خجسته سفر برای آنها، سعی در ایجاد حس مثبت و صمیمانه در لحظات آخر میکنیم.
💡 در فرهنگهای مختلف، آرزوی خجسته سفر برای مسافران نشاندهنده احترام و محبت عمیق اطرافیان به سلامت و امنیت فرد در مسیر طولانی است.
💡 او با لبخندی بر لب و با گفتن عبارت خجسته سفر، از جمع دوستان خود جدا شد تا راهی سفری طولانی به سوی سرزمینهای دور شود.