لغت نامه دهخدا
خبیس. [ خ َ] ( ص ) ظریف. خوش طبع. ( از آنندراج ) ( غیاث اللغات ).
خبیس. [ خ َ] ( ص ) ظریف. خوش طبع. ( از آنندراج ) ( غیاث اللغات ).
ظریف خوش طبع
💡 اندک اندک خو کند نفس نفیس با هواها و هوسهای خبیس
💡 خسٌت به منع جود خبیسان مقدم است هرچند دست پیشکنند آستین دود