لغت نامه دهخدا
خبربر. [ خ َ ب َ ب َ ] ( نف مرکب ) آنکه خبر از جایی بجای دیگر برد. پیغامبر. حدیث گزار. || سخن چین. نمام.
خبربر. [ خ َ ب َ ب َ ] ( نف مرکب ) آنکه خبر از جایی بجای دیگر برد. پیغامبر. حدیث گزار. || سخن چین. نمام.
آنکه خبر از جایی بجای دیگر برد پیغامبر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای باد خبر بر، بر آن یار همی دم کز بهر خبر جز تو مرا همنفسی نیست
💡 ارزو بوئی صبا سویم که جانم آرزوست هم بیار از من خبر بر هم خبر از وی بیار
💡 برون نمی رود از مجمر تو نکهت عود ز محفل تو کسی چون خبر برون آرد؟
💡 گر آدم از هنرش داشتی به خلد خبر بر او نکردی ابلیس کَید خویش روا
💡 از سر حق محقق آگاهست، حق دیدنی است و کانک تراه در خبر برین گواه است