لغت نامه دهخدا
خاکسارانه. [ ن ِ / ن َ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) بطور خاکساری. عاجزانه. بیچاره وار.
خاکسارانه. [ ن ِ / ن َ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) بطور خاکساری. عاجزانه. بیچاره وار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خاکسارانه اگر زیست توانی کردن چون زمین جامه ات از اطلس افلاک بود
💡 حنا مخملباف در هنگام دریافت جایزه گفت: "من این جایزه را تقدیم میکنم به مردم شجاع ایران که در پی آزادی به خیابانها آمدند؛ و همینطور خاکسارانه آن را تقدیم میکنم به نداها و سهرابها و همه کسانی که در پی آزادی کشته شدند و ما موظفیم که پیام خون آنها را به دنیا برسانیم.