لغت نامه دهخدا
خامیازه.[ زَ / زِ ] ( اِ ) خمیازه و دهن درّه باشد. ( برهان قاطع ). رجوع به «خامیازه » و «خمیازه » شود:
کس از آن جمله شادمانه نگشت
به تب گرم و خامیازه ٔمن.سوزنی ( از فرهنگ جهانگیری ).
خامیازه.[ زَ / زِ ] ( اِ ) خمیازه و دهن درّه باشد. ( برهان قاطع ). رجوع به «خامیازه » و «خمیازه » شود:
کس از آن جمله شادمانه نگشت
به تب گرم و خامیازه ٔمن.سوزنی ( از فرهنگ جهانگیری ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خامیازه فعل شیطان است و قی ای پسر ایمن مباش از مکر وی