لغت نامه دهخدا
حویر. [ ح َ ] ( ع اِ ) پاسخ. ( منتهی الارب ). جواب. ( اقرب الموارد ). || ( اِمص ) دشمنی. ( منتهی الارب ). عداوت. || مضادة. ( اقرب الموارد ). || گزند رسانی. ( منتهی الارب ).
حویر. [ ح َ ] ( ع اِ ) پاسخ. ( منتهی الارب ). جواب. ( اقرب الموارد ). || ( اِمص ) دشمنی. ( منتهی الارب ). عداوت. || مضادة. ( اقرب الموارد ). || گزند رسانی. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حویر (در عربی: الَحوَیر ) روستای کوچکی از توابع شهر دبا الفجیره در نوار ساحلی کرانهٔ دریای عمان از توابع امارت فجیره از امارات هفتگانه دولت امارات متحده عربی و در شبه جزیره عربستان واقع شدهاست. این روستای در پایهٔ کوه (شمس) در رشتهٔ کوه حجر واقع شدهاست.
💡 حویر الصلیب (به عربی: حویر الصلیب) یک روستا در سوریه است که در حماه واقع شدهاست. حویر الصلیب ۹۷۰ نفر جمعیت دارد.
💡 حویر الترکمان (به عربی: حویر الترکمان) یک روستا در سوریه است که در ناحیه عوج واقع شدهاست. حویر الترکمان ۱٬۰۰۳ نفر جمعیت دارد.