حمقی
متضادها
عقل، خرد، هوش، درایت
لغت نامه دهخدا
حمقی. [ ح َ قا ] ( ع ص ) ج ِ احمق. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
( صفت اسم ) جمع احمق ۱ - کم خردان. ۲ - بیخردان.
جمله سازی با حمقی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معرفت چه لایق هر ناکسست کلکم فی ذاته حمقی بسست
💡 شرح او نه لایق هر ناکس است کلکم فی ذاته حمقی بس است