حمقی

لغت نامه دهخدا

حمقی. [ ح َ قا ] ( ع ص ) ج ِ احمق. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) جمع احمق ۱ - کم خردان. ۲ - بیخردان.

جمله سازی با حمقی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 معرفت چه لایق هر ناکسست کلکم فی ذاته حمقی بسست

💡 شرح او نه لایق هر ناکس است کلکم فی ذاته حمقی بس است

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز