حق نیوش

لغت نامه دهخدا

حق نیوش. [ ح َ ن ُ / ن ِ] ( نف مرکب ) آنکه حق نزد او مسموع است:
آن حکیم پاک اصل و رادمرد معتبر
آن کریم دین پژوه و حق نیوش و حقگزار.سنایی.

فرهنگ فارسی

آنکه حق نزد او مسموع است

جمله سازی با حق نیوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 که بی چشم و گوش است و زو چشم و گوش یکی راست بین و یکی حق نیوش

💡 پس ببرندش دو گوش حق نیوش یک دیت دیگر بگیرم بهر گوش

💡 مذاق مشرب فقر محمدی داری می مشاهده حق نیوش و دم در کش

💡 خوانده زبان ملتش استاد حق نیوش یعنی لسان صدق حریفان حق گذار

متریال یعنی چه؟
متریال یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز