حضیره

لغت نامه دهخدا

( حضیرة ) حضیرة. [ ح َ رَ ] ( ع اِ ) جایگاه خرما. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). جای خرما. ( اقرب الموارد ). || گروه مردم یا چهار تن یا پنج تن یا هشت یا هفت تن یا ده تن یا کم از ده تن که بغزو [ جنگ ] روند. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). چهار پنج تن. ( مهذب الاسماء ). ج، حضائر. ( از مهذب الاسماء ). || اول لشکر. مقدمه. || آنچه برآید از رحم هنگام زادن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). ریم و زردآب که با بچه بیرون آید بعد از برطرف شدن خون نفاس. ( آنندراج ). آنچه با بچه بیرون آید از رطوبات. ج، حضیر، حضایر. || خون سطبر درپوستی که با بچه بیرون آید. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || ریم گردآمده در ریش. ریم که در جراحت گرد آید. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

جایگاه خرما

جمله سازی با حضیره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا دلیست که در وی بغیر دوست نگنجد درین حضیره هر آنکس که غیر اوست نگنجد

💡 ز مغز و پوست برون آ که در حضیره قدس کسی نیامده بیرون ز مغز و پوست نگنجد

💡 تقدیرِ تو بر چار حد هفت حضیره افراخته نه قبّهٔ شش‌گوشهٔ خضرا

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز