حسیس

لغت نامه دهخدا

حسیس. [ ح َ ] ( ع اِ ) آواز نرم گذشتن چیزی که دیده نشود. ( ترجمان عادل ) ( منتهی الارب ). آواز نرم. صوت خَفی. || بانگ آتش. ( مهذب الاسماء ). بانگ کردن آتش. ( زوزنی ). || آواز جِن. || ( ص ) کشته شده. ( منتهی الارب ).
- جراد حسیس؛ ملخ مرده به سرما. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

آواز نرم بانگ آتش

جمله سازی با حسیس

💡 از کمی عقل پروانهٔ خسیس یاد نارد ز آتش و سوز و حسیس

ژرف یعنی چه؟
ژرف یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز