حسرت خوار

مترادف‌ها

حسرت‌زده، دردمند، پشیمان

لغت نامه دهخدا

حسرت خوار. [ ح َ رَ خوا / خا ] ( نف مرکب ) حسرت خور. رجوع به ماده بعد شود.

جمله سازی با حسرت خوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لبالب است زجان آن دهان و مسکین من که داغها برم از وی بجان حسرت خوار

💡 بسیاری از افرادی که فرصت‌های طلایی زندگی را از دست می‌دهند، در سال‌های پایانی عمر خود به شدت احساس حسرت خوار بودن می‌کنند.

💡 او با دیدن موفقیت همسالان خود که تلاش بیشتری کرده بودند، با نگاهی حسرت خوار به گذشته‌های از دست رفته و فرصت‌های سوخته می‌نگریست.

💡 نباید اجازه دهیم کوتاهی‌های امروز ما، در آینده باعث شود که با قلبی حسرت خوار و پشیمان، به مرور زمان عمر خود را سپری کنیم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران