حرف پریشان

مترادف‌ها

سخن بی‌معنی، کلام پراکنده

لغت نامه دهخدا

حرف پریشان. [ ح َ ف ِ پ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حرف بی معنی. حرف بی ربط.

فرهنگ فارسی

حرف بی معنی حرف پریشان

جمله سازی با حرف پریشان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در جهان گشته سمر حرف پریشانی ما پهن باشد همه جا سفره بینانی ما

💡 حلقه گوش کند حرف پریشان سخنان هر که دیده است سر زلف پریشانی را

💡 هین خمش باش و بیندیش از آن جان غیور جمع شو گر نبود حرف پریشان چه شود

💡 بس کن و جمع شو و بیش پراکنده مگو بی دل جمع دو سه حرف پریشان چه کند

💡 نتوان داشت به زنجیر در آن انجمنم که بجز حرف پریشانی کاکل گذرد

💡 سر نیاری بدر، از حرف پریشان سخنان آشنا تا نشود، معنی بیگانهٔ ما

💡 او از شدت خستگی و اضطراب زیاد، شروع به گفتن حرف پریشان کرد و نتوانست به درستی منظور اصلی خود را به دیگران منتقل کند.

💡 نباید به هر آنچه که افراد در حالت خشم و عصبانیت می‌گویند توجه کرد، زیرا آن‌ها معمولاً فقط حرف پریشان و بی‌معنی می‌گویند.

💡 پس از شنیدن آن خبر ناگهانی، او برای مدتی طولانی فقط توانست حرف پریشان بگوید و از شدت شوک، توانایی تفکر منطقی را از دست داد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران