حراد

لغت نامه دهخدا

حراد. [ ح ِ ] ( ع مص ) کم شیری شتران. محارده: حراد ابل؛ کم شیر شدن شتران یا بند آمدن شیر آنها.( منتهی الارب ). حاردت الناقة؛ قل لبنها:
فحارد فان مولاک حارد نصره
ففی السیف مولی نصره لایحارد.( از اقرب الموارد ).|| حراد سنة؛ کم آب شدن سال. || ( ص، اِ ) ج ِ حَرید. ( منتهی الارب ). || بند تنگ. ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ فارسی

کم شیری شتران

جمله سازی با حراد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حراد یکی از شهرهای استان حجه در کشور یمن است که در سرشماری سال ۲۰۰۵ میلادی، ۲۲٫۰۹۳ نفر جمعیت داشته‌است.

سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز