لغت نامه دهخدا
حذری. [ ح ُ ذُرْ را ] ( ع ص ) باطل. ( منتهی الارب ).
حذری. [ ح ُ ذُرْ را ] ( ع ص ) باطل. ( منتهی الارب ).
باطل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صاعقه گر حذری می کند از هیبت او بده انصاف درین باب که جای حذرست
💡 ای بت از قامت خمدیدة عاشق حذری این کمانیست که آه سحر او را تیرست
💡 تا چند شوی جلوه گه غیر خدا را ای آینه از آه دل ما حذری کن
💡 مرا چو سوختی از بردن دلم حذری کن من آتشم چه رسانی بدامنت شرر از من
💡 از سوز اوحدی حذری کن، که وقتها سلطان زیان کند، که بنالد فقیر ازو
💡 حاجبت کرده کمان زه مگر از کم حذری داد جرات زدهای قصر تو را در زده است