لغت نامه دهخدا
حد کردن. [ ح َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) معین کردن. مرز گذاردن.
حد کردن. [ ح َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) معین کردن. مرز گذاردن.
معین کردن مرز گذاردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در حق خود ازگناه بی حد کردن بد کردم و توبه کردم از بد کردن