لغت نامه دهخدا
حاشیه نویس. [ ی َ / ی ِ ن ِ ] ( نف مرکب ) محشی. نویسنده حواشی. رجوع به حاشیه نویسی شود.
حاشیه نویس. [ ی َ / ی ِ ن ِ ] ( نف مرکب ) محشی. نویسنده حواشی. رجوع به حاشیه نویسی شود.
کسی که بر کتابی حاشیه می نویسد.
نویسنده حواشی
💡 به جهت اهمیت اعتقادی-تاریخی این شعر از دعبل خزائی، شاعران و عالمان بسیاری به شرح و حاشیه نویسی بر این قصیده پرداختهاند. از جمله این افراد میتوان به: محمدباقر مجلسی، سید نعمتالله جزایری، کمالالدین محمد قنوی، علی علیاری و فاضل تونی اشاره کرد.
💡 یک زبان نشانه گذاری، یک زبان ساختگی است که با استفاده از یک مجموعه از حاشیه نویسهای متن که دستورهایی را در مورد ساختار متن یا چگونگی نمایش آن ارائه میدهد. زبانهای نشانهگذاری برای قرنها در حال استفاده بودهاند و در سالهای اخیر در رایانهها در سیستمهای حروفچینی و پردازش واژهها استفاده شدهاند.
💡 خدمات معنایی وب با استفاده از قوانین و هستشناسی های تعریف شده در وب معنایی حاشیه نویسی میشوند.
💡 تشخیص اشیاء بهطور گسترده در کارهای بینایی رایانه ای مانند حاشیه نویسی تصویر، شمارش وسیله نقلیه، شناسایی فعالیت، تشخیص چهره، سیستم تشخیص چهره، تقسیمبندی مشترک اشیاء ویدئویی استفاده میشود. همچنین در ردیابی اشیاء، به عنوان مثال ردیابی توپ در طول مسابقه فوتبال، ردیابی حرکت چوب کریکت، یا ردیابی یک شخص در یک ویدیو استفاده میشود.