فرهنگ عمید
به رنگ جگر، سرخ پُررنگ: بر کنار دجله دور از یار و مهجور از دیار / دارم از اشک جگرگون دجلهٴ خون در کنار (جامی: ۲۵۷ ).
به رنگ جگر، سرخ پُررنگ: بر کنار دجله دور از یار و مهجور از دیار / دارم از اشک جگرگون دجلهٴ خون در کنار (جامی: ۲۵۷ ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خاموش محتشم که از این نظمِ گریهخیز روی زمینْ به اشک، جگرگون، کباب شد
💡 تا چند بی تو پنجهٔ مژگان خویش را مرجان صفت ز اشک جگرگون کند کسی
💡 ز بس که مستی عشقم ز شرح بیرون است می است اشک جگرگون مگر که او چون است
💡 طوطیان را نبود هرزه جگرگون منقار خورده خون جگر از رشک سخن گفتن ما
💡 مرا که حال دگرگون شد از کشاکش هجر عجب مدار اگر اشک من جگرگون است
💡 مژگان خود به اشک جگرگون طراز کن وان گاه چشم بر رخ فردوس باز کن